تبليغاتX
آماتور - گزارش 8مارس

آماتور

یادداشت های یک روزنامه نگار محلی

من از بهارستان  مي آيم جايي كه دير رسيده بودم وصحنه كتك خوردن فجيع يكي از زنان را نديده ام. مقابل خانه ملت يكي با احساس تعريف مي كند:نبودي دير رسيدي ماكتك خورديم. نگاه مي كنم هرچه هست نيروي انتظامي است و پليس  ولباس شخصي هايي كه قيافه اشان نيتشان را برملا مي كند.يكي ميدود و مي گويد اينجا واينستا بيا بدو. نگاه مي كنم آن طرف تر يكي به زبان انگليسي با پليس حرف مي زند و او نمي تواند ترجمه اش كند و نمي فهمد. بيا بيا و داد نزن !و خانم خارجي سعي مي كند به پليس حالي كند اين نقض حقوق بشر است و آقاي ريشو بلند قد فقط با دست به او مي گويد برو. بقيه هم سر ميرسند زن را احاطه مي كنند. يكه مي خورد. اين همه پليس مرد براي زنان.شعارهاي معلمان فرونشسته است و كسي ديگر نمي شنود: مجلس به اين بي غيرتي هرگز نديده ملتي. زنان و مرداني كه آمده اند تا بگويند روزن  هست متفرق مي شوند مي روند و باز مي آيند.مي آيم . زنگ مي زنم به ابراهيم. بيا ضلع غربي بهارستان. هرچه نگاه مي كنم نيروي امنيتي است. جوانان  تازه به سن بلوغ رسيده اي كه  آمده اند تا نگذارند كيان افكارشان خدشه دار شود عينكم شكست پويان مي گويد و آيدا لنگ مي زند  آثار پوتيين برادري است كه قصد هدايت او را داشته است. بهارستان شلوغ است. هرم مجلس نشينان امروز عليرغم مشغله زياد ترجيح داده كه خالي بماند و صداي زنان را نشنود.هر كجا كه سه نفر مي ايستند پليس  سر مي رسد و موتور سواراني كه نمي دانم چرا مرا به كودتاي 28 مرداد مي برد و خاطراتي كه همين چند روز قبل از مصدق مي خواندم.

سوار مي شوم و به مقصد ميدان سپاه ونشست ادوارتحكيم. جايي براي نشستن نيست. ساختمان حكيم شرمسار اين حضور چشمگير. خشايار ديهمي دارد سخن مي گويد.آهسته و آرام. اين زمستان خيال  رفتن ندارد. اين ابرها خيال باريدن ندارند. او گفت:در این ایامی تیرگی و ظلمت گردهم امدن به هر بهانه ای، احساس نفس یکدیگر و احساس ارتباط با یکدیگر که امروز می خواهند آن را از ما سلب کنند و احساس تنهایی را بر ما چیره کنند بسیار مهم و تاثیر گذار است. نگاه مي كنم آدم هايي كه آمده اند. چهره ها را باعكس هاي ذهنم تطبيق مي دهم. اين ناهيد كشاورز است و اين يكي  انصاري. مي آيند و مي روند آدم ها با هم حرف مي زنند و بعد بابك احمدي  مي رسد و از اين مي گويد كه لذت آزادي به همين مرارت هايي است كه برايش تحمل خواهيم كرد.او مي گويد: من امروز در میان زنانی هستم که همه در زندان هستند، زندان یک جامعه مردسالار با قوانین عقب افتاده ای که ربطی به زندگی امروزی ندارد. این ظلم همه جانبه به زنان، انان را در خط اول مبارزه قرار داده است.
من خود در زمره زنجیر انسانی افرادی بودم که در اسفند 57 مسیر میدان انقلاب تا آزادی را در اعتراض به نقض حقوق زنان رفتیم . و زنان فریاد نه روسری نه توسری می دادند. اما در میدان ازادی به ما حمله کردند و ما را کتک زدند.و آن روز من 30 سال داشتم اما تا بدین روز جامعه ای آزاد را ندیدم با وجودی که این مردم هزینه های بسیاری چه در دهه های پیش و چه در این دهه برای آزادی خود داده اند.
با تمام این وجود نا امید نیستم چراکه همین مقاومتها نشان از جهت درست حرکت ما دارد. مارتین لوتر کینگ در کوران مبارزات ضد نژاد پرستی خود جمله ای دارد که به شکل غریبی شامل حال وضعیت یک هفته اخیر جنبش زنان ایران است. لوترکینگ گفت: "هنگامی که ما نتوانیم قوانین ظالمانه را تغییر دهیم و هر حرکت ما بر علیه قوانین موجود سرکوب شود، آن روز روز زوال تاریخی حاکمان ماست". امروز ما از زبان زنان و دخترانی که در این یک هفته محبوس و تحقیر شدند خطاب به حاکمان خود همین جمله را می گوییم هنگامی که شما بر خلاف اصل 27 قانون اساسی اینچنین با تجمعات افرادی که سلاحی جز هدف و آرمانشان ندارند برخورد می کنید این آغاز زوال تاریخی شماست. ما تا اخر سعی می کنیم که شمارا قانع کنیم که حقوق شهروندان را رعایت کنید اما هیولاهایی که امروز تجمع کنندگان را کتک می زدند نمی توان قانع کرد و لاجرم اینگونه تصادمهای اجتماعی ایجاد می شود این تصادمها ناگوار است اما نا امیدکننده نیست.

و بعد نوبت به يكي از ان ها مي رسد كه ميهمان بند 209 بوده است. قيافه اش كم سن و سال نشان مي دهد. مثل تمام  همسن و سال هايش مي توانست وقتش را به مسايل ديگر بگذراند. اما او ميهمان بازجوياني بوده كه  همه مرد بوده اند و دروغ بسيار به او گفته اند.

زینب پیغمبرزاده عضو کمیسیون زنان دفتر تحکیم یکی از بازداشت شدگان تجمع یکشنبه که به تازگی آزاد شده است نیز در سخنانی با تشریح روند بازداشت و نگهداری فعالان حقوق زنان گفت: ما در روز یکشنبه بربر دادگاه انقلاب رفتیم تا به مقامات قضایی بگوییم که اگر قصد برخورد با تعدادی از فعالان زن را دارید باید با همه برخورد کنید چرا که ما همه در جریان تصمیمات و اقدامات جنبش زنان هستیم و همه با هم باید پاسخگو باشیم. تجمع ما کاملا آرام بود بگونه ای که به در خواست پلیس ما از خیابان به پیاده رو رفتیم و حتی بعد از اینکه ماموران پلاکاردهای ما را ضبط کرده و پاره کردند شعاری ندادیم اما پلیس نهایتا به ما حمله کرد و به شکل وحشیانه ای حاضران را مورد ضرب و شتم قرار داد بگونه ای که نمونه این رفتار را در تجمع 22 خرداد میدان هفت تیر هم ندیده بودیم.

پیغمبر زاده ادامه داد: از ابتدای ورود ما به اوین توهینها و تحقیرها آغاز شد و شهلا انتصاری را به انفرادی بردند و بعد از دو شب ما تصمیم به اعتصاب غذا گرفتیم ولی ماموران به روی خودشان نمی آوردند که ما در اعتصاب غذا هستیم اما نکته مهم آنجا بود که ما جو سنگین 209 را شکستیم چرا که ما 33 نفر بودیم و بجای اینکه ما تحت فشار باشیم این آنها بودند که زیر فشار بودند چرا که اگر کوچکترین فشاری بر یکی از زنان وارد می کردند 32 نفر بقیه شروع به اعتراض و سروصدا می کردند این درحالی بود که بازجوها تلاش موذیانه ای برای ایجاد تفرقه میان ما میکردند. آنها برای شکستن اتحاد ما، عده ای را به بند عمومی و گروهی را به سوئیتهای 209 بردند. و ما در این سوئیتها که قوه قضاییه بدان افتخار می کند تا صبح بدون پتو از سرما لرزیدیم و 3 نفر از زنان که بیماری داشتند موفق به معاینه توسط دکتر نشدند آنها بجای دکتر زنان را پیش بازجوها می بردند. پیغمبرزاده با اشاره به آزادی 13 تن از زنان در نیمه شب گفت: این بسیار جالب است که حاکمیتی که برای آزادی بازداشت شدگان و مدارک لازمه ، هزاران بهانه می اورد، به دلیل فشارهای فراوان بیرونی مجبور به آزادی زنان در نیمه شب می شود

و بعد شهلا اعزازي استاد دانشگاه  علامه طباطبايي كه با ابراز خوشحالی از آزادی فعالان زن گفت: موضوع صحبت من در این جمع این است که اصولا مسئله زنان در ایران چیست؟ اعزازی گفت: متاسفانه مسئله اصلی زنان در ایران بقدری پیش پا افتاده است که شاید برای نخبگان اصولا مهم نباشد . مسئله اصلی عامه زنان ایران وجود آسیبهای اجتماعی در خانواده و خشونت در خانواده است. مسئله عمده زنان ما در سطح خانواده و حوزه خصوصی است. از ابتدای انقلاب مشروطه که اولین جوانه های ایده های مدرن در ايران شکل گرفت زنان ما پیگیر حقوق خود بوده اند اما بجز حق آموزش عالی که آن هم امروز در تهدید قرار دارد بقیه خواسته ها لنگ لنگان به پیش آمده است.

مسئله دیگر زنان چه در ایران و چه در جهان موقعیت نابرابر زنان و مردان در اجتماع است. در ایران دسترسی زنان به سلامت، اعتبار اجتماعی و قدرت کمتر از مردان است. در کل جهان سهم زنان از درآمد جهانی به 10 درصد نمی رسد. سهم زنان در استان بلوچستان از درآمد 5درصد است و 95 درصد درآمد به مردان تعلق دارد. در ایران 38 درصد زنان تنها تحصیلات ابتدایی دارند و تنها 5 درصد زنان ایرانی تحصیلات عالیه دارند. بیکاری  زنان همواره دوبرابر مردان بوده است زنان ایرانی با تحصیلات دبیرستانی 44 درصد و با تحصیلات عالیه 22 درصد بیکاری دارند تنها نرخ بیکاری در زنان روستایی ایرانی کم و نزدیک به 10 درصد است اما 60 درصد این زنان در قبال کارخود مزدی نمی گیرند و اعتبار و قدرت اجتماعی ندارند.
اعزازی با اشاره به قوانین تبعیض آمیز در خصوص زنان گفت: زنان ما امروز تغییر کرده اند و تبعیض را قبول نداشته، می خواهند در زندگی خود تغییر دهند . عامه زنان ایرانی امروز واگذاری قدرت خانواده به مرد را رد می کنند در حالیکه قوانین ما هنوز مرد را در این مورد به رسمیت می شناسد. امروز زنان ما دیگر ازدواجهای سنتی را قبول نداشته و ازدواجهای معاشرتی را مورد توجه قرارمی دهند آنها می خواهند درس بخوانند و کار کنند.

اعزازی گفت: قانون ما بر سنتها و فرهنگهایی تکیه دارد که متعلق به یک جامعه کشاورزی بوده است و به استناد آن نمی توان مسائل امروزی را حل کرد. اعزازی با اشاره به بحث مهریه گفت: مادران ما اصلا به ذهنشان خطور هم نمی کرد که روزی بخواهند مهریه خود را بستانند اما امروز به دلیل سلب بسیاری از حقوق زنان ، آنان مجبور به تاکید بر مهریه بالا شده اند که اخیرا با عندالاستطاعه ساختن مهریه این اهرم هم از دست زنان خارج شده است.

اعزازی در پایان با تاکيد بر لزوم تغییر بنیادین برخی قوانین گفت: ما نمی خواهیم کنترل مرد بر خانواده را کم و سهم زن را زیاد کنیم ما می خواهیم کنترل جای خود را به توانمندی دهد و هرکس در خانواده مسئول زندگی وجسم خود باشد.
اما جمع شوكه مي شود وقتي كه مجري برنامه خبر مي دهد قرار است اكبر گنجي با تلفن با حضار سخن بگويد. درود بر آقاي گنجي ، مردآزادي خواه. آقاي گنجي بفرمايد. صداي گنجي از پس خط هاي تلفن مي آيد
امروز دنیا و نهادهای حقوق بشری همه اخبار فعالیتهای زنان، معلمان و دانشجویان ایرانی را با نگرانی دنبال می کنند و توجه خاصی به این حرکتهای اجتماعی دارند. گنجی با انتقاد از کسانی که فعالیت سیاسی را در حضور صرف پای صندوقهای رای خلاصه می کنند گفت: حتی در کشورهای دموکراتیک نیز این حرف معنا ندارد و این استراتژی به هیچ نتیجه ای نرسیده است. گنجی گفت: در سال 1912 دو دختر امریکایی تصمیم گرفتند از طریق مبارزات اجتماعی برای کسب حق رای زنان تلاش کنند این مبارزات هدفمند و مسالمت امیز انان 8 سال بعد نتیجه داد بنابراین مطالبات اجتماعی باید از طریق مبارزات اجتماعی تحقق یابد.
اینکه چانه زنی انجام شود درست اما آیا وقتی تمام تصمیمات شما را شورای نگهبان رد می کند دیگر جایی برای گفتگو باقی می ماند؟ امروز اگر در عرصه عمومی حاضر و متشکل نباشیم صدای ما به جایی نمی رسد . اما می بینیم که حوادث امروز ایران مورد توجه تمامی نهادها حقوق بشری و بزرگترین نخبگان و روشنفکران جهان است .
گنجی گفت: در جامعه ما مطالباتی وجود دارد اما دولت مدعی است که او نماینده این مطالبات است و آنها را می فهمد بنابراین تقویت مطالبات اجتماعی از طریق مبارزه اجتماعی نهایتا دولت را مجبور به تن دادن به این خواسته ها خواهد کرد.
 وبعد نوبت به نسرین ستوده عضو کانون مدافعان حقوق بشر و وکیل مدافع زنان بازداشتی مي رسد او  با اشاره به سابقه تضییع حقوق زنان از تجمع 8 مارس سال گذشته تا کنون گفت: در تجمع دادگاه انقلاب که بنده از نزدیک شاهد بودم پلیس با ضرب و شتم که منجر به خونریزی دهان یکی از زنان شد افراد را بازداشت و به اوین منتقل کرد. ستوده با انتقاد شدید از عدم استفاده وزارت اطلاعات از بازجوی زن برای بازجویی از زنان گفت: چرا دختران جوان توسط بازجوهای مرد در نیمه های شب و در اتاقهای دربسته بازجویی های طولانی تا صبح صورت می گیرد و چرا دختران جوان باید اینگونه تهدید شوند که این اتقاها همان جایی است که از مرحومه زهرا کاظمی بازجویی صورت می گرفته است.
ستوده با اشاره به ازادی 30 فعال زن گفت: متاسفانه در 48 ساعت گذشته فشارها امنیتی از سر گرفته شده و با 7 تن از فعالان زن تماس تلفنی تهدید آمیز صورت گرفته . ماموران شبانه وارد خانه دو فعال زن شده اند و حتی پدر یکی از فعالان جنبش زنان را تهدید به بازداشت کرده اند در حالیکه بستگان متهم از هرگونه تعرضی مصون هستند. و ما این فشارها را مغایر با قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر می دانیم.

مجري برنامه براي معرفي سخنران بعدي مي گويد مردي كه نفس كشيدن ش هم براي برخي در اين نظام خطرناك است. كسي كه 27 سال زندان را تجربه كرده است. جمعيت مي ايستد و دست مي زند و عباس امير انتظام  پشت ميكروفون مي ايستد تا بگويد روزنه هاي دموكراسي خواهي در ايران بازاست و با اتحاد مي توان به دموكراسي رسيد و بعد فاطمه صادقي كه يكي مي گويد دختر صادق خلخالي است و من باورم نمي شود. او احساس در كلامش موج مي زند كه مي گويد: گفتاری که بر ضد مطالبات زنان شکل گرفته است سعی می کند مطالبتات زنان را که خواسته هایی کاملا انسانی است غربی، ضد اخلاقی و مروج فحشا جلوه بدهد این گفتار از سوی ارتجاعی ترین بخش روحانیت و دولت نمایندگی می شود. در حالیکه باید برای این علما تشریح شودکه بسیاری از اسناد بین المللی حوزه زنان برآمده از جوامع اسلامی است مثلا کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان ابتکار زنان افغانی بود که اقایان به آن وضع فجیع با ان برخورد کردند.
صادقی گفت: گفتاری که در جامعه خود را مروج اخلاق می داند چقدر مشروعیت دارد؟ گفتاری که در بازجوییها فعالان زن را متهم می کند به اینکه شما در روابط خصوصی خود چنین و چنان هستید . گفتاری که با مطرح کردن روابط خصوصی در بازجویی های سیاسی نوعی تجاوز روحی را به متهم انجام میدهد. صادقی بازجویی در خصوص روابط جنسی را چشم چرانی جمعی دانست و گفت: میل سرکوب شده جنسی این جریان تجددستیز موجب اینگونه رفتارهاست و این افراد با مطرح کردن این مسائل به تحریکات جنسی خود پاسخ می گویند. گفتاری که خود را ضد بدحجابی می داند چگونه بخود اجازه میدهد زنان را در خیابان کتک بزند و در اتاقهای بازجویی از زنان سوالان جنسی بپرسد؟ صادقی گفت: بسیاری از این افراد نه به دنبال مبارزه با مطالبات زنان بلکه به دنبال تحریک میل سرکوب شده جنسی خود هستند. جمعيت بارها صادقي را تشويق مي كند.خوب هم تشويقش مي كند. هدايت آخرين سخنران است و تو مي تواني تمام آدم هايي كه بازداشت شده اند را ببيني و با خبر شوي كه نيروي انتظامي خانه دو نفر ديگر از بازداشت شدگان را تفتيش كرده است.

بيرون مي آيم سيگارم را روشن مي كنم و پكي از اعماق درونم به بيچاره سيگار مي زنم تا تمام  آن چه كه  گلويم را مي فشارد دود شود. مثل پيغمبر زاده كه هنوز چهره اش كودكانه است و معصوم تر و او در اين دوره چه تجربه اي دارد. بند 209 اوين. من از 8 مارس مي آيم  از اتفاقي تازه كه صداي زنان ايراني بلند است و بلندتر شده است كه دولت  ناچار است 8 مارس را به رسميت بشمارد. من لباس شخصي ها را در ذهنم مرور مي كنم لگدهايي كه بچه خوردند و دختري كه روي زمين مي كشيدند و مي بردندش. زناني كه آمده اند تا بديهي ترين حقشان را بگيند. زناني كه .....

من از 8 مارس مي آيم. مادري كه در همين روز بايد يادش را گرامي داشت.من از رحم او  چشم به اين دنيا گشوده ام. زني كه  مرا متولد كرده است و امروز براي بخشي از حق از دست رفته اش بايد مبارزه كنم كه زن مادر من است زن مادر من است زن مادر من است.

+ نوشته شده در  هجدهم اسفند 1385ساعت 11:2  توسط حمید مافی  |