باری ، هراس من همه از مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن بهایش افزون از جان آدمی است
جان انسان ها ارزشی ندارد. چه مرده و چه زنده، گویا برای کسی مهم نیست روزانه چند نفر از شهروندان ایرانی بر اثر حوادث غیر طبیعی جان خود را از دست می دهند. چه در دو روز گذشته حداقل 50 نفر در ایران و نزدیکی پایتخت بر اثر حوادث غیر طبیعی جان سپرده اند. در حادثه نخست که شهر تهران رخ داد 19 کارگر یک واحد ساختمانی در سعادت آباد زیر آوار جان سپردند و در دومین حادثه یک اتوبوس 32 نفر از شهروندان ایرانی را به کام مرگ فرستاد.از زمان وقوع حادثه ها تا به حال مسولان امر تنها اعلام کرده اند در پی شناسایی و برخورد با متخلفان هستند.چه در حادثه اول به گفته سخن گوی قوه قضاییه شهردار یکی از مناطق تهران و پیمانکار و مالک ساختمان بازداشت شده اند و در حادثه دوم تمام تقصیر به دوش راننده ای است که خود در شمار قربانیان جاده های نا امن ایران قرار دارد.
روز گذشته فرمانده پلیس راه کشور اعلام کرده بود که تابستان سال گذشته جاده های ایران جان هفت هزار مسافر را گرفته اند. این در حالی است که طبق اعلام منابع رسمی توليد ميزان خسارت هاي مالي تصادفات جاده اي معادل چهار درصد توليد ناخالص داخلي است.در ايران در هر ساعت ۳ نفر جان خود را در سوانح رانندگي از دست مي دهند، در جاده ها تصادف هر ۲۴ دقيقه يك قرباني مي گيرد، تنها در پنج سال گذشته صد هزار نفر در ايران بر اثر حوادث رانندگي جان داده اند.
به عقيده برخي كارشناسان، اين ميزان خسارت مالي تصادفات جاده اي كه معادل هفت تا هشت هزار ميليارد تومان در سال اعلام شده تنها شامل ارقام ملموس و خسارت هاي فيزيكي، پرداخت خسارت خودرو، هزينه هاي بيمارستاني، پرداخت ديه فوت و نقص عضو است و اگر خسارت هاي معنوي و ارزش حال فرصت هاي از دست رفته مربوط به افراد فوت شده و مجروحان حادثه را به آن اضافه كنيم رقم خسارت تصادفات جاده اي نزديك به هشت تا 10 درصد توليد ناخالص داخلي كشور است به عبارت ديگر، علاوه بر خسارت روزانه 20 ميليارد تومان براي تصادفات جاده اي، بايد هزينه روزانه بي سرپرست شدن و از دست دادن نان آور خانواده و نبود نيروي انساني و ارزش هاي مادي و معنوي افراد را اضافه كنيم. طبق آمارهاي مربوط به تصادف جاده اي ، بيش از 28 هزار نفر كشته و 200 هزار نفر مصدوم و مجروح شده اند و خسارتي معادل هفت هزار ميليارد تومان را بر جاي گذاشته است. تعداد تصادف جاده اي در ايران 20 برابر ميانگين جهاني است و سهم ايران از تصادف جاده اي جهان 5/2 درصد است در حالي كه سهم ايران از كل جمعيت جهان يك درصد است.به عبارت ديگر تصادف جاده اي در ايران، پنج برابر كشورهاي صنعتي و پنج برابر كشورهاي همتراز ايران است. در شرايطي كه سالانه يك ميليون و 200 هزار نفر در جهان بر اثر تصادفات جاده اي كشته مي شوند و 80 درصد اين كشته ها مربوط به كشورهاي در حال توسعه است، آمار كشته هاي تصادفات در ايران سهم بالايي را به خود اختصاص داده و خسارت هاي جاني و مالي قابل توجهي را به كشور و جامعه تحميل مي كند.
سالها قبل بر اثر ریزش یک پل در کره جنوبی و کشته شدن چند نفر از شهروندان سئولی وزیر مربوطه این کشور استعفاء کرد تا کمی از آلام عمومی فرو بنشیند اما دریغ از یک اظهار تاسف معمولی مسوولین ایرانی در پی این حادثه های پی در پی. گویا همه در پی این هستند تا مقصر اصلی را بیابند بدون این که نقش خود را در ماجرا جویا شوند.هر یک در تلاش هستند تا گناه و تقصیر را به گردن دیگری بیاندازند و در این میان آن چه که البته به هیچ نیارزد جان آدمی است.کاش جای ین همه وعده پیگیری که به ثمر نمی نشیند و به جریمه قابل خریداری ختم می شود یکی از مقامات مسوول بر صفحه رسانه ملی می آمد و رسما از همه عذر می خواست و خود را در غم این همه خانواده داغدار شریک می دانست. راستی مرگ 50 شهروند ایرانی ارزشی کمتر از کسب فلان مدال المپیک و جهان دارد که کسی حاضر نیست برای تسلی دل خانواده های داغدار پیامی صادر کند و آنان را تسلی دهد؟