1- در زمان انتخابات و در میان تبلیغات نامزدها یکی از پوسترها و شعارها فراگیری اش بیشتر از دیگران بود: دروغ ممنوع! پوستری که هنوز هم آثارش در اماکن عمومی پیداست و در آن روزها به یک شعار نه فقط انتخاباتی که پیام اخلاقی تبدیل شده بود.
در این سالها در علل شکست فعالیت های جمعی و کارهای گروهی و به نتیجه نرسیدن برنامه های اصلاح گرایانه بسیار نوشته اند و در این میان نکته ای که گویی محور مشترک بوده، خصائص و اخلاق فردی بوده که در کارهای جمعی دخیل شده است.نمونه اش همین دورغگویی و گندم نمایی.
بی شک تا به حال گذرتان به بازار خورده است. بازار سنتی و حجره دارانی که برای هر مساله ای به مقدسات سوگند می خورند و برای نماز صف اول را با زور در اختیار می گیرند. به راحتی و با قسم دروغ می گویند روی سود فروششان.اسمش را شاید می گذارند دروغ مصلحتی.
البته این دروغ فقط مخصوص این قشر نیست.وقتی رسانه ملی دروغ می گوید و علیرغم تمام پیام های اخلاقی اش واروونه گزارش می دهد و واقعیت را نمی گوید، وقتی رسانه مکتوب برای ماندگاری اش و کسب سود به دروغ متوسل می شود، طبیعی است این جامعه باید دروغگو پرور شود. باید دروغ به جای راست بنشیند.
2- دیشب در برنامه نود فردوسی پور هنگامی که با رییس هیات فوتبال خوزستان سخن می گفت، در جواب گلایه او در باره نیشخند فردوسی پور و کاستی های خود نود در هفته نخست، گفت: من چند بار عذر خواهی کردم!
اشاره فردوسی پور به یک اخلاق و یا خصیصه فردی بد دیگر بود. عادت نکردن به پوزش خواستن بعد اشتباه.
عذرخواهی کردن گویی سخت ترین کار برای بسیاری از مردم این سرزمین است. علتش هم این است که ما عادت به پذیرش و قبول اشتباهات فردی خود را نداریم و در واقع جسارت بازبینی رفتار خود و پذیرش نقد دیگران در ما مرده است.
3- حالا چرا دوباره این خصیصه فردی و رفتاری را بازگو کردم؟ دلیلش خبر دورغی بود که حادثه انلاین منتشر کرد و به دنبال آن هفته نامه حدیث قزوین عین خبر را به خورد خوانندگان داد.علیرغم این که بر هر دو عیان شد که فرد مورد نظر آن ها که دو سال قبل در ملاء عام شلاق خورده و حال حکم تبرئه گرفته است، هم اکنون در ایران نیست تا با دو کیلو گرم مواد مخدر بازداشت شود، نه تنها عذرخواهی نکردند که در نظرات بی نام سعی در القای این داشتند که خبر کذبشان راست است چون ان ها می گویند و حتی حادثه آنلاین در نظری خصوصی تهدید به شکایت کرد.(که البته حق طبیع اش هست این وبلاگی که نویسنده ان هویت ندارد و در جشنواره برای گرفتن جایزه در میان نزدیکان به وبلاگ سرگردانی وجود داشت)
این که پلیس چند وقتی هست در منطقه هادی آباد گشت شبانه و روزی دارد و هر رفت و آمدی را کنترل می کند و به ظن خود منطقه را پاکسازی میکند، دروغی نیست. اما دروغ آنجاست که نیت خبر نویس وصل به اصل ماجرا شود و بر اساس شهود غیبی اسم فرد بازداشت شده و یا دلیل بازداشت دیگری به دست آید.
4- حکم برائت فرد مورد نظر پس از چند وقت انتظار صادر شده است.اگر چه او در ملاء عام تازیانه خورد اما تحمل تازیانه هایی از این دست البته دردآور تر است. چه حتی اگر مجرمی جرمی را مرتکب شده باشد، پس از تحمل جزای ان وظیفه همگان است که برای بازگشت او به آغوش جامعه بکوشند و در جامعه پذیری دوباره اش فروگذاری نکنند. نه این که بر پیشانی اش برچسب زنند و زخمش را تازه تر و مدام به او یادآوری کنند که تو مجرمی و همواره مجرم خواهی ماند.
چنین است که می گویم گاه در بیان علل ناتوانی هایمان باید به درون خود بازگردیم و خصلت های فردیمان. به این که خود دروغ می گوییم و دیگران را اندرز می دهیم که نگویید. که خود با علم به اشتباهمان بر ان پافشاری می کنیم و از دیگران می خواهیم که از اشتباهشان عذر بخواهند چون خود را عین واقعیت و حق می دانیم و فهم دیگران را کمتر از خودمان.
این همان شیوه ای است که در صدا و سیما و روزنامه ای چون کیهان چندین سال است که عیان شده و جواب نداده است.