۱- صدا و سیمای دولتی ایران تبحر بسیار در خلق شبه رویدادهایی دارد که از آنها برای انگ زدن به رقیب سیاسی بهره می گیرد. حتمن خاطرتان هست که دولت خاتمی تازه دور اول را می گذراند که صدا و سیمای دولتی زنی برهنه را نشان داد که آن وسط می رقصید و بعد هم ماجرای حضور چند تن از اصلاح طلبان با گرایش های مختلف در یک نشست سیاسی و تحلیل های بسیار یک جانبه که دیدی این ها همه ضد انقلابند و....غافل از این که واقعیت این بود سخنرانان رفته به کنفرانس برلین ناسزا شنیده بودند به خاطر دفاع از ماهیت اصلاح طلبانه جمهوری اسلامی ایران. صدا و سیمایی که فیلم های تلویزیونی را سانسور می کرد این بار زن برهنه را به نمایش گذاشت و دقایقی چند رقص و..
۲- یا حتمن به خاطر دارید که چند سال قبل یک نشریه به نام موج در دانشگاهی منتشر شد که حاوی داستانی بود در باره ظهور. گردانندگان این نشریه بر این باور بودند که تیراژشان به 200 نسخه هم نمی رسد اما صدا و سیما برای این که انگ بزند چنان موضوع را برجسته کرد و در هر بخش خبری به ان پرداخت که در دورافتاده ترین نقاط هم بسیاری به دنبال این رفتند که موج را بخوانند. خوب خاطرم هست که در آن یام زیراکس این نشریه دانشجویی چقدر مشتری یافت.صدا و سیما نگران ارزش ها بود!!
۳- از فردای 22 خرداد که گروهی به نتیجه انتخابات معترض بودند، صدا و سیما تلاش بسیار کرد که وابسته نشانشان بدهد و معاند با ماهیت نظام. اما یک مشکل بزرگ در این راه داشت که معترضان اصلی که در مقام رهبران اعتراضات به نتیجه انتخابات در میدان حضور داشتند از نزدیکان و وفاداران به نظام و انقلاب و رهبر انقلاب بودند و در شمار سابقون که سختی های بسیار از سر گذرانده بودند.چه میرحسین موسوی که دفاعیات چند باره رهبر انقلاب از او بارها و بارها بیان شد و چه مهدی کروبی که از جمله چهره های مورد وثوق ایشان بوده است.
اما تلویزیون دولتی تلاش بسیاری را به کار گرفت تا با خلق و مونتاژ صحنه هایی که نشانگر ماهیت ضد رژیمی و یا ارتباط با بیگانگان جنبش سبز باشد را به خورد بینندگان بدهد و نتیجه دلخواه را بگیرد. سیاستی که به اذعان مدیران ارشد این رسانه نتیجه ای غیر آنچه که باید داشته و میل و گرایش به رسانه های خارجی را افزایش داده بود.
با این حال تلویزیون دولتی ایران در آخرین گام خود برای بد نام کردن جنبش سبز ایران سناریو خطرناکی را تدارک دیده که صدای تمام دلسوزان واقعی نظام را درآورده است.پخش چند ثانیه ای تصاویری از پوستر پاره شده رهبر فقید انقلاب.هدف دست اندرکاران تلویزیون که این تصاویر را برای چند بار پخش کردند تحریک احساس و عواطف دوستداران امام و البته بد نام کردن جنبش سبز بوده. به گونه ای که رسانه های مکتوب همسو با تلویزیون دولتی از فردای نمایش این سناریو خواستار برخورد با سران جنبش هستند.
اما سوال این است که چرا از میان تمام تصاویر و فیلم های منتشر شده که در سایت های اینترنتی هم قابل دسترسی هستند، تنها تلویزیون دولتی ایران این تصاویر اختصاصی را در اختیار دارد و حتی رسانه های خارجی که به اذعان امام جمعه موقت تهران( احمد خاتمی) دروغ نمی گویند نیز این تصاویر را از تلویزیون دولتی ایران نمایش می دهند؟
حتی به فرض پذیرش چنین واقعه ناخوشایندی هدف دست اندرکاران تلویزیون دولتی از هتک حرمت به بنیانگذار انقلاب چیست؟مگر چند نفر آن تصویر را دیه اند که حال میلیونها بیننده در سراسر جهان به تماشایش نشسته و برخی نیز نیشخندی می زنند که دیدی..؟
آیا واقعا برای از صحنه به در کردن رقیب نیاز به این همه حرمت شکنی هست؟تبعات ناشی از این حرمت شکنی را چگونه می توان جمع کرد؟ آیا چنین سناریویی تنها و تنها برای برخوردهای خشونت امیز بعدی با معترضانی که تمام تلاششان ماندن در چارچوب قانون اساسی موجود و حرکت در مسیرهای غیر خشونت امیز بوده، طراحی شده و یا در ادامه حمله به بیت امام است. کاری که سال گذشته سایت نوسازی و فاطمه رجبی در پیش گرفته بودند؟
۴- به هر روی آن چه که از تلویزیون دولتی ایران پخش شد تا به حال نه مورد تایید سران جنبش سبز بوده و نه در میان واداران این جنبش طرفداری دارد. چرا که حداقل در شرایط فعلی خواست اصلی جنبش سبز بازگشت به مسیرهای قانونی و ارمانهایی چون استقلال و آزادی است.جنبش نه میل به خشونت دارد و نه ابزار آن را. نه حرمت شکن است و نه توهین را تاب می آورد.بلکه خواست آن به رسمیت شناخته شدن حقوقی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مدون شده. حال اگر مخالفان جنبش با کلید زدن پروژه عبور از بنیانگذار جمهوری اسلامی اهداف دیگری دارند، وظیفه جنبش را سخت تر می کند. چرا که طراحان این پروژه در پی انند با خلق چنین شبه رویدادها و بازتاب گسترده آن هم جنبش را بد نام کنند و هم آتش اختلاف را شعله ور سازند.برای همین شایسته است یکایک معترضان مخالفت خود را با این هتک حرمت تلویزیون دولتی اعلام نمایند.
