تبليغاتX
آماتور

آماتور

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

من زنده ام و همین بس است و تا زنده ام باید بنویسم انگار اگر چه گاهی حال نوشتن این چند خط را هم ندارم. خسته ام اما قرار نیست ببرم و می خواهم راهم را بروم تا انتهایی که هیچگاه به آن نخواهم رسید.
دوستانم می پرسند که کی هستی و یادم می آید هیچ اگر سایه پذیرد من همان سایه هیچم. یک روزنامه نگار محلی که شوق آزادی دارد و امید به فردایی که خواهد آمد. برای همین فردا خاموش نیستم اگر چه صدایم آنقدر بلند نبوده که عملگرا خوانده شوم. آرمانگرایی که در حال تعدیل خودش هست برای رسیدن به واقعیت. سیاست نخوانده ام اما سالهاست از سیاست می نویسم و انگار نافم را با این واژه بریده اند. راستش بیشتر از این در باره خودم نمی دانم. من حتی در باره تاریخ تولدم هم مشکل دارم چه برسد بر سر نگاهم به مسایل جاری ......
از این که من تلخ می نویسم مرا ببخشید اما جایی برای نوشتن از شیرینی ندیده ام.
به امید ایران آزاد و آباد....

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
افشاگری یک برادر اصول گرا در باره آقا زاده ها و آقا ها
دولت علیه دولت
انر باب دروغ
نا آرامی در ایلام
افزایش مصرف الکل در ایران
نام شهرهای ایران در گذشته
بزرگداشت سحابی برگزار نمی شود
بحران مشارکت
اشتباهی شده بودم
مسلمانان دموکراسی را دوست دارند

تمام پیوندها

نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
درباره سیاست
رسانه
جامعه مدنی
اعترافات شخصی


پیوندها
دانشجویان اصلاح طلب
خبرنامه امیرکبیر
برای آزادی/ مریم اکبری
نيمه غايب / مهدیه قافله باشی
حقوق بشر.......
باگیسوان.../ حسن جنت امانی
سلام سوسیالیسم
روزمرگــی / بیـژن مـومــیوند
فردا/ مبارز کوچک
پـــرگــاس / آیــدا سعــادت
بازهم مفت خوری ... /منیژه غزنویان
هـــــبــوط / عـــلــی احــمــدی
كـــويـــرنامه / ابراهيم بهشتی
وارش / رضا عليزاده
مسیح / مسیح علی نژاد
روزمزگی ها/ مریم شبانی
انـــديــشه / هاشــم بـــاروتی
موناد/دلارام آکار
اوای ارس / اکبر رسولی
چيزی نمانده / مزدك موسوی
دلتنگي‌ها / کاوه بغدادچی
وبلاگ سودابه رهایی
توسعه به مثابه. ../محمود داوران
تا بیکران / سعیده آقاخانی
گریز / علیرضا خدابخش
گندمك /سپیده
علیه وضع موجود/ عابد توانچه
مرد عاشق / علی اسكندری
نـــگـــاه / جمشيد موميوند
رو جلد /امیر لشگری
سنگ نبشته ها/ حسین آذربایجانی
منطقه مرده /حسام
الفبای سرخ/ نصور نقی پور
شهر من / بدون نویسنده
چهل کلاغ/همشهری قدیمی
فصل سرد / سمانه عابدینی
Art Pouan /پــويان اصــغــری
تاریکخانه /علیرضا
در حیاط خلوت پاییز / نسرین قوامی
آیدا در آینه/ آیدا
گرافیک در سانه ها/ملاعلیا
هوم/سلامت سید نوری
فانوس / آیدا
خط خطی/ الهام یزدی
روزنامه نگاری.../مسعود رفیعی
حرف های پرتغالی/بهار
سیاست نامه /کیانوش
عمو رحیم
جامه دران/ روزنامه نگار گرگانی
معجزات اشک / نفیس
اتوپیا
علیجانی
آینده
احمد توکلی
یونس شکرخواه
دکتر نمکدوست
جدید نیوز
قفسه
پرفسور معتمد نژاد
کافه تیتر
کنشگران
کانون امروز
کانون وبلاگ نویسان قزوین
هزارتو
حسین کشاورز
خوابگرد
بازنگار/وبلاگ خوان
رادیو زمانه
میرزای ایرانی
نون والقلم
آفتاب شرقی
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

400 کارگر کارخانه قند قزوین بیکار شدند

کمین آزادی دانشجویان پلی تکنیک را امضاء کنید

تفاوت عمل با فریاد. وقتی یک ایرانی مقیم فرانسه برای جلوگیری از سنگسار به استاندار قزوین زنگ می زند و ما در این سو بیهوده فقط فریاد می زنیم.

مقام دهم ایران برای روزنامه نگاران تبعیدی

جمعه در قزوین سارا شریعتی در بزرگداشت پدر سخن می گوید
جمعه ساعت 5 عصر-خیابان پادگان، انتهای کوچه بانک تجارت

دست چپ چهار راه، در اول، طبقه اول


موج اخراج کارگران به کارخانه قند قزوین رسید.

این کارخانه بیش از 400 کارگر خود را اخراج کرده است. اگرچه گفته می شود به کارگران وعده داده شده تا پس از تعمیرات به کار بازگردند اما به گفته یک منبع آگاه در این کارخانه تنها 20 نفر از کارگران به کار بازخواهند گشت.

علت اخراج کارگران این کارخانه عدم تولید شکر اعلام شده است. انبار شکر این کارخانه پر است و امکان تولید تازه وجود ندارد.

در همین حال دولت اقدام به واردات مقادیر کلانی شکر کرده است.

تا به حال هیچ یک از مقامات مسوول کارخانه قند قزوین و مسوولین کارگری استان در این باره اظهار نظر نکرده اند اما به نظر می رسد در روزهای آینده این کارگران نیز اعتراض خود را علنی نمایند.

بیشتر کارگران کارخانه قند قزوین قرارداد موقت هستند تا به حال حتی دبیر اجرایی خانه کارگر قزوین که همواره کوچکترین مساله کارگری همسو با خود را فریاد می زند هیچ موضعی در این خصوص اتخاذ نکرده است.

 

پیش از این نیز کارگران شرکت قوه پارس در اعتراض به 11 ماه حقوق معوقه اشان اعتراض کرده بودند. قزوین یک شهر با بحران کارگری است و علیرغم وعده های دولت تا به حال بحران های کارگری در این استان مهار نشده است.


عمو رحیم در باره دلایل ناتوانی اصلاح طلبان در قزوین نوشته است

دم خروس و قسم حضرت عباس  شورای شهر قزوین شکایت شورای شهر قزوین از مطبوعات + استقبال رییس شورای شهر از نقد 


نوشته شده توسط حمید مافی در 86/03/31 ساعت 22:46 | لینک ثابت |


راز ۳۰ خرداد

۳۰خرداد۶۰خاطره خوبی نیست برای آن هایی که در دوران انقلاب ۵۷ ایران شاهد پاکسازی گسترده و انتقام های درون گروهی بودند.

امسال ۲۶ سال از سالهای بد دهه ۶۰ می گذرد سالهایی که انقلاب فرزندانش را بلعید و اعدام و ترور در ایران رونقی دوباره گرفت. منتقدین به زندان فرستاده شدند و فضای جامعه بسته شد.

پرداختن به ۳۰ خرداد ۱۳۶۰  و آن نیمه گمشده دهه ۶۰ در ایران یکی از آرزوهای شخصی من است تا سر درون جعبه سیاه انقلاب و رازهای پنهان مانده را کشف کنم. سالهاست که لطف اله میثمی در نشریه چشم انداز در گفت و گو با افراد مختلف تلاش می کند تا بخش هایی از این راز را افشا کند اما هنوز سر مگوی تاریخ ایران است. سالهایی که بخشی از انقلابیون که نقش کمرنگ تری نیز داشتند و در بعد از انقلاب صاحب حکومت شدند حکم به حذف دیگران دادند.انقلاب ۵۷ ایران خود یک راز تاریخی است و بسیاری به دنبال بازگشایی جعبه سیاه نشست سران کشورهای اروپایی و امریکا پیش از انقلاب هستند و من چقدر خرسند خواهم شد از روزی که بتوانم جعبه سیاه سال ۶۰ را در قزوین بازگشایی کنم.


نوشته شده توسط حمید مافی در 86/03/30 ساعت 21:1 | لینک ثابت |


تنها 24 ساعت تا بارش سنگ بر سر مکرمه

 روزنامه اینترنتی روز - فردا یک زن و مرد در ساعت 9 صبح روبه روی بهشت زهرای تاکستان سنگسار می شوند. شادی صدر وکیل، فعال جنبش زنان واز اعضای کمپین قانون بی سنگسار درگفت وگو با "روز" درخصوص تلاش های انجام شده برای توقف سنگساراین دونفر، طی آخرین ساعاتی که به اجرای حکم مانده سخن گفته است. صدرکه با همراهی جمعی دیگر از فعالان اجتماعی، طی ماه های گذشته تلاش زیادی برای متوقف کردن احکامی از این دست، تجدیددادگاه متهمان و متقاعد کردن مسئولان برای حذف سنگسار ازقوانین کیفری داشته است، می گوید:" حتی نظررییس قوه قضاییه هم برای برگشت دادن احکام قضات نافذ نیست."

به نوشته سایت میدان شوراي تامين استان مجوز اجراي حکم این سنگسار را در ملاء عام صادر کرده است:" قاضي شعبه يکم دادگاه جزايي تاکستان که حکم رجم را صادر کرده، خود در محل اجراي حکم حضور خواهد يافت و اولين سنگ را خواهد زد. قرار بوده اين حکم روز يکشنبه 26 خرداد اجرا شود که شوراي تامين استان اجراي آن را به 5 شنبه 31 خرداد موكول كرده است. مکرمه ابراهيمي، 43 ساله، 11 سال است که به همراه مردي که از او يک فرزند دارد در زندان چوبين قزوين در انتظار اجراي حکم سنگسار به سر مي برد." يک منبع مطلع با تاييد خبر اجراي حکم سنگسار در تاکستان به خبرنگار ميدان گفته است "حتي گودالي را که قرار است حکم در آن اجرا بشود در بهشت زهرا کنده اند."

اگرچه از کپی کردن خوشم نمی آید اما گفت وگوی شادی صدر با روز را در ادامه بخوانید

خبر فوری میدان

روایت مریم اکبری

علیرضا خدابخش

آیدا سعادت


ادامه مطلب

نوشته شده توسط حمید مافی در 86/03/30 ساعت 8:6 | لینک ثابت |


قزوین پایتخت نوگرایی دینی

سمینار دو روزه بزرگداشت شریعتی حسینیه ارشاد را پر کرده بود از جمعیتی که همچنان به شریعتی می اندیشند. شاید به گفته مصطفی مستور باید 30 سال زودتر به اینجا می آمدیم تا صدای شریعتی را بشنویم. اما روح او و فکر او بود که موافقان و مخالفانش را گردهم اورده بود. جمعیتی که در صبح و بعد از ظهر برای شنیدن در باره شریعتی همه چیز را تحمل می کردند. اما کاش برگزار کنندگان جا را برای بحث در باره موضوع محل مناقشه شریعتی که همان امت و امامت است باز می کردند. چرا که به نظر می رسد اساسی ترین مساله امروزی در باره شریعتی همین است.

اما نکته جالب در این سمینار دو روزه حضور قزوینیان بود. از خسرو آذربایجانی به عنوان دبیر سمینار گرفته تا میهمانانی که از قزوین آمده بودند.

 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط حمید مافی در 86/03/29 ساعت 0:20 | لینک ثابت |


روز های تلخ و شیرین

دیروز یه متن نوشتم درباره دشمنان دموکراسی در قزوین اما نمی دونم چرا حذف شد و پرید. شاید خدا دشمنان دموکراسی در قزوین را دوست داشت. بازهم باید تایپش کنم. اما یک یادداشت نوشتم در باره علی شریعتی که از امروز سمینارش در تهران برگزار می شود.چه نیازی است به شریعتی را بخونید به یاد او.

اما مساله مهم این ه که امروز ۲۷ خرداد است. چه روز بدی بود دو سال قبل ۲۷ خرداد. دلهره و اضطراب. سر زدن به تک تک مراکز رای گیری. یادتون هست چه تلخ بود وقتی نتایج صندوق ها اعلام شد. بدجور دل آدم می گیره از اون روزها. یار دبستانی من. زنجیره انسانی. نیامدن ابراهیم یزدی و سخنرانی موبایلیش. شب نخوابین ها... اون روزها من تازه یک هفته بود ازدواج کرده بودم. اما خونه مون ستاد انتخاباتی دکتر معین بود و با بچه ها اونجا نشریه در می آوردیم. یادش به خیر چه روزهایی بود. ویژه نامه های اقبال........راستی جبهه دموکراسی خواهی کجاست؟


نوشته شده توسط حمید مافی در 86/03/27 ساعت 8:42 | لینک ثابت |


دست های پر اورتگا

نقد قزوینیان به نفر سوم هم رسید (محمد تاج احمدی هم در باره دلایل ضعف اصلاح طلبان در قزوین نوشته است. بد نیست اگر سایر دوستان توصیه علیرضا را جدی بگیرند و نقد را همگانی کنند.از محمد تاج احمدی وکیانوش ممنونم.)


اورتگا تهران را ترک کرد اما نتیجه سفر او به ایران برای هر دو طرف چه بود؟ ما از ارتباط با دنیای لاتین ها چه منفعتی را جستجو می کنیم؟ آیا امریکای لاتین می تواند برای ما متحدی استراتژیک به شمار آید یا این دیدار تنها به خاطر خالی نبودن انبان ریاست جمهوری از میهمانان خارجی شکل گرفت؟

احمدی نژاد دیروز در پایان سفر اورتگا به تهران گفت:بدهی های دولت نیکاراگویه نمی تواند تاثیری بر روابط دو کشور داشته باشد. حداد عادل نیز چندی قبل اعلام کرده بود که رای مثبت اندونزی به قطعنامه ضد ایرانی اثری ر روابط ایران با این کشور ندارد.پیش تر نیز سوری ها علیرغم بدهی های سنگین به ایران از فرصت تنها ماندن ما بهره گرفته و بذهی هایشان را هر سال عقب تر و عقب تر می برند و نتیجه اش مشخص است ما بدهی هایمان را از سوریه وصول نخواهیم کرد.

بد نیست که دولت رقم دقیق بدهی دولت اورتگا به ابران را اعلام کند و بگوید که آیا در پس سفر او به ایران دولت مهرورز گشاده دستی کرده و از جیب ملت به مظلومان امریکای جنوبی کمک خواهد کرد؟اگرچه دولت شان خود را بالاتر از ان می داند که به ملت پاسخگو باشد اما خرج از منافع ملی دیر یا زود تاریخ خواهد شد و به رشته تحریر در خواهد آمد و قضاوت در باره آن چه که رفته است چندان خوشایند نخواهد بود.


گزارش تصویری مراسم خاک سپاری دکتر ورجاوند (ما مردم زنده کش مرده پرست)

نامه دوباره منتشر می شود(رضا به نقل از کیانوش زنده دل اما نکته جالب این که کیانوش این پست را حذف و علیرضا لینک آن را برداشته است. سانسور مرز نمی شناسد همه جا همه شکل در جریان است.)

سانسور تذکر نمایندگان به وزرا(سانسور  همه جا و همه شکل)

پ.ن ببخشید کیانوش پست رو حذف نکرده است.

 


نوشته شده توسط حمید مافی در 86/03/22 ساعت 20:23 | لینک ثابت |


از سر دلتنگی

۱- قصد نداشتم از نوشته های قزوین شناسانه ام فاصله بگیرم اما خبر مرگ پرویز ورجاوند ناگهان بر انم داشت تا بنویسم روحش شاد او که دغدغه ایران داشت و البته قزوین شناسی برجسته به شمار می آمد. ورجاوند روزهای آخر عمرش را به دادگاه می رفت اما پیش از ورود به زندان دوباره برای همیشه از بند این زندان رها شد.او دغدغه ایران داشت......

۲- یک یادداشت نوشته ام در مورد حضور اورتگا در تهران. از عجایب سیاست ایرانی است که دانشجویان چپ گرا محروم از تحصیل و آزادیند و چپ های امریکای لاتین به دعوت دولت اصولگرا به تهران می آیند و در دانشگاه سخن می گویند. نسبت رحیم پور ازغدی و اورتگا چیست؟

۳- به نظر شما وزن آدم ها چه تناسبی با فکرشان دارد؟ گاهی فکر می کنم بعضی ها هرچقدر که وزنشان سنگین تر می شود عقلشان به سبکی می گراید. البته فقط بعضی ها.......

۴- فردا ۲۰ خرداده از مریم که ۳ سال تمام من رو به خاطر تمام آشفتگی هام تحمل کرد ممنونم. شاید سال چهارم آشفته تر شدم شاید هم......

۵- یه داستان واقعی دیروز تکونم داد از یکی پرسیدم راست می گن از هر دری که فقر وارد شود از در دیگر ایمان فرار می کند. زن گریه می کرد و فریاد می زد از مرد بی غیرتش که به حراجش گذاشته بود و آقای رییس سر تکان می داد که به من مربوط نیست. وام را برای ادامه تحصیل دخترش می خواست تا به تن فروشی نرسد.....

۶ - زیادی ننویسم بهتره... همچنان دنبال یه کار تازم خسته شدم از این همه وعده های دروغ مدیران به کارگران. امروز نقشم را به آن ها گفتم. من سخنگوی وزارت امو خارجه ام حرفهایم هیچ اعتباری ندارند و قابل صدق و کذبند......


نوشته شده توسط حمید مافی در 86/03/19 ساعت 20:48 | لینک ثابت |


در جا زدن های ما۲

اخلاق قزوینیان

در بررسی مدل اصلاح طلبی قزوینی کیانوش هم با من همراه شده است و ظاهرا او نیز این درد را فهمیده از همراهیش سپاسگذارم. اما ادامه بحث .....

این بار می خواهم خصیصه های اخلاق قزوینین را برشمارم

۱- منفعت گرایی

منفعت گرایی قزوینیان را می توان به دو نوع تقسیم بندی کرد.

الف – منفعت گرایی فردی

ب – منفعت گرایی قومیتی

مردم قزوین به یک ویژگی عام دارند که معمولا به آن شهره اند؛ خست. این تنها در حوزه مادی نیست بلکه در سایر حوزه ها نیز چنین مساله ای به چشم می آید. شهروندان قزوینی عموما منافع فردی خود را به دیگران ترجیح می دهند. در میان این فرهنگ رعایت حقوق دیگران و گذشت از منافع فردی به خاطر منفعت گروهی مساله ای غریب به نظر می رسد.همچنین شهروندان قزوینی ها حاضر به فعالیت اجتماعی هزینه بر نیستند.

در باره منفعت گرایی قومیتی نیز ابتدا باید به این مساله اشاره شود که قزوین هم اکنون دارای یک بافت قومیتی است. گیلانی های مهاجر، کردها، ترک ها و لرها در کنار تات زبانان و الموتی ها مردم قزوین را تشکیل می دهند. بافتی که هریک در پی منفعت قومیتی خود هستند و هنوز آن چه که باید به عنوان مفعت عمومی معنا پیدا نکرده است. تاثیر این نوع منفعت گرایی را در رفتارهای انتخاباتی می توان به چشم دید. به گونه ای که معمولا چهره های قومیتی بازی انتخابات را از چهره های سیاسی می برند. در این میان آن چه که مطرح می شود بومی گرایی به عنوان یک مدل مدیریتی است که در ذهن قزوینیان جا افتاده است. از دیگر اثرات بد این نوع نگاه تصاحب کلیه پست های مدیریتی توسط یک قوم است. به گونه ای که چنانچه یک مدیر به فرض الموتی یا شمالی منصوب شود تمام کارکنان آن اداره را تعویض خواهد کرد.این رفتارها در انتخابات شوراها  و مجلس خود را نشان داده است.

۲  - فرصت طلبی

شاید فرصت طلبی در میان قزوینیان نشات گرفته از همان خصیصه نخست باشد اما می توان آن را به عنوان یک خصیصه تاثیرگذار دیگر هم در نظر گرفت. چرا که عموم مردم قزوین دیگرخواه نیستند و تمایل دارند تا از کوتاه ترین راه ممکن به بلند ترین هدف خود برسند.در این راه از این که به خاطر منافعشان تغییر مسیر بدهند نگران نیستند و چنین راهی را همواره تکرار می کنند.

۳ – بد بینی

مردم قزوین اصولا افراد بدبینی هستند و با نگاه خالی از اعتماد همدیگر را تحمل می کنند. این چنین مساله باعث شده است تا رفتار دولایه که خصیصه اکثر ایرانی ها ست در اینجا بیشتر به چشم بیاید. عموما از نقد رودرو پرهیز دارند و سعی بر این است تا در مقابل بد کس گفته نشود اما چون به خلوت می روند......

این حس بدبینی و بی اعتمادی تقریبا سایه گسترده ای بر روابط اجتماعی و سیاسی قزوین دارد و باعث آن شده تا گروه های اجتماعی در قزوین پا نگیرند.

این بحث ادامه خواهد داشت.......


نوشته شده توسط حمید مافی در 86/03/16 ساعت 18:47 | لینک ثابت |


در جا زدن های ما( 1)

خبرها را که مرور می کنی می بینی سالروز دوم خرداد در همه جا به نوعی گرامی داشته شده است به غیر از قزوین ما.کاشانی ها، کرمانی ها، شیرازی ها؛ اهوازی ها و......همه یادشان مانده که 10 سال قبل به چه امیدی به سید محمد خاتمی رای دادند و بعد از 10سال به کجا رسیده اند الا ما قزوینی ها.

چند وقتی هست که تصمیم به نقد فضای سیاسی حاکم بر قزوین گرفته ام اما چون اصولا مردم این دیار به ویژه اهل سیاستش  نقد را تاب نمی آورند و هر نقادی را در اردوگاه رقیب می بینند و خود را در مقام علامه دهر می ترسم که بازهم بار اتهام های بسیار به سویم روانه شود.اما بادا باد نوشتن در باره سیاست محلی آن هم در شرایطی که گروه ها خود را برای انتخابات آماده می کنند و بنابر اخبار موثق اجماع بر سر فرزند شیخ قدرت علیخانی است و حتی برادران  سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که از نگاه شیخ قدرت از سازمان منافقین نیز بدترند در کمیته راهبردی ستاد انتخاباتی نامبرده عضویت دارند و طرح و برنامه هایش رابرای پیروزی تدوین می کنند.

حتی دوستانی که تا دیروز به شیخ می پریدند و او را دشمن دموکراسی می پنداشتند که البته به نظر نگارنده هست (در این باره بعدا بیشتر توضیح خواهم داد) بعید نیست در زیر سایه یکی از نیروهای او که البته دل در چپ و راست نیز به جای نهاده است فعالیت کنند.

این ها نشات گرفته مشخص نبودن هویت سیاسی گروه ها و کوتاه بودن سقف سیاست ورزی در قزوین است.سقفی که تو فاصله میان نیروهای  اصلاح طلب و برادران گمنام را نمی توانی مشخص کنی. جایی که برادران ارزشی دوران دانشگاه که با بسیج برای شکست انجمن اسلامی هم ائتلاف شده بودند حالا لباس دموکراسی خواهی بر تن کرده و برگرد که نه بر سر سفره نشسته اند. به قول حامد اینجا شهر عجایب است. شهر قصه ها................

این یک واقعیت تاریخی است که در شهر قزوین هیچگاه نهادهای مدنی پا نگرفته اند و جریان نخبه نتوانسته است میان خود و دیگری ارتباط برقرار کند چه برسد به ارتباط با توده مردم.

در قزوین احزاب به سان محفل های دوستانه پابرجایند و شما هیچ کار تشکیلاتی  تحزب پرور را نمی بینید. اینجا برهوت اعتماد اجتماعی است هرکس خویش را حق می پندارد و دیگری را دشمن. توهم توطئه در میان سیاسیون اینجا بیداد می کند و خلاصه همه چیزش به همه چیزش می آید.

نمی دانم سر آغاز این نوشتن چرا این قدر تلخ است شاید من زیادی بدبین هستم اما همین که در بسیاری از شهرهای ایران یاد ده سالگی جنبش ناتمام اصلاح طلبی گرامی داشته و شمعی بر مزار آن روشن شد و در قزوین آب از آب تکان نخورد خود دلیلی برای عمق بخشیدن به این بدبینی ها است......... شما هم مرا در این بازی یاری کنید و نگاههای خود را بیرحمانه در باره در جازدن های قزوین بنویسید. شاید از پس این نوشتن ها ما مدعیان توسعه محلی توانستیم گامی هرچند خرد برداریم. ایمیل و کامنت ها چشم به راه شما هستند تا بیرحمانه بنویسید.......راز در جا زدن ما!


دیروز مسافر الموت بودیم و جاذبه های طبیعی اش اما جاده آنقدر سخت و ناهموار بود که هر مسافر غریبه ای را فراری می داد نمی دانم شعارهای دولت برای توسعه گردشگری کجا گم شده اند اما شهر پایلوت نباید جاده های این گونه داشته باشد!!!
وزیر کشور برای حل معضل ازدواج چاره اندیشی کرده اند شما می توانید ازدواج موقت را به شدت ترویج کنید. جسارت این کار را داشته باشید.انتهای این سیاست هم.... بگذریم ازدواج موقت چند ویژگی دارد. مکان ثابت نمی خواهد، تعهد به بار نمی آورد، میل تنوع  گرایی آقایان را باز می گذارد و به فحشا شکل اسلامی و شرعی می دهد.
نوشته شده توسط حمید مافی در 86/03/12 ساعت 16:2 | لینک ثابت |


پدر خوانده

شکوری راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در تازه ترین اظهار نظر خود شعار عبور از خاتمی جنبش دانشجویی را عامل اصلی شکست اصلاح طلبان در ایران عنوان کرده است. وی جنبش دانشجویی را منفک از مردم دانسته و خواستار ساختن دوباره جنبش دانشجویی است.

 این گفت و گو که در روزنامه هم میهن چاپ شده است مرا یاد روزی انداخت که در انتخابات ریاست جمهوری شکوری راد به قزوین آمده بود و تازه  گفت و گوی علی افشاری از تلویزیون پخش شد ه بود آقای شکوری راد آن جا گفت: هر کس خربزه می خوره پای لرزش هم می شینه.

اصولا این برادر بزرگوار از قدیم الایام دل پری از جنبش دانشجویی داشت که ایشان را به عنوان پدر خوانده نپذیرفت و خلاف نظر تزهای چون آرامش فعال و بازدارندگی فعال حرکت کرد. حالا با این موضع گیری دلایل عدم شکل گیری جبهه دموکراسی خواهی نمایان می شود. برادرانی که هنوز مرز خود و دیگری را برپا داشته اند. اما آقای شکوری راد این رسمش نیست که هرکس با ما نیست را دشمن بخوانیم.

عزت مزید و عمر مستداوم و همواره بر مسند قدرت باشید.


نوشته شده توسط حمید مافی در 86/03/10 ساعت 20:30 | لینک ثابت |


نگرانی های مذاکره با امریکا

سال ها بعد از قطع رابطه ایران و امریکا سفیران دو کشور بنا به مصلحت دولت های دو کشور تصمیم گرفته اند تا بر مساله عراق بر سر میز مذاکره بنشینند.مذاکره ای که در شرایط ویژه به مرحله انجام رسیده است. از یک سو دولت ایران در اصرار بر دستیابی به انرژی هسته ای امریکا را دشمن درجه یک خود می داند که مانع پیشرفت این مملکت است و در دیگر سو دولت امریکا به این نتیجه رسیده است که برای حل بحران خاورمیانه و پایان رادیکالیسم اسلامی باید مساله ایران را حل کند.

دولت ایران متهم است که با شارژ مخالفان دولت عراق مانع آرامش در این کشور شده و در نا آرامی ها نقشی غیر قابل انکار دارد. در مقابل ایران نیز نا آرامی ها را ناشی از حضور امریکا به عنوان اشغالگر در عراق می داند. اما حقیقت ماجرا این است که تمام مساله ایران و امریکا برای گفت و گو این نیست. بلکه مناقشه ایران و امریکا هم اکنون بر سر پرونده ای قطور تر به نام انرژی هسته ای است. پرونده ای که هم اکنون به امریکا این فرصت را داده تا با بهره گیری از آن ایران را به گوشه رینگ سیاست بفرستد. نکته جالب این که امریکا از یک سو به پای میز مذاکره می آید و در دیگر سو ناوگان های خود را به خلیج فارس می فرستد و بوش از کنگره می گذرد تا برای حمله احتمالی به ایران نیازی به مصوبه نداشته باشد و از زبان دیپلمات های خود به کرات تکرار می کند که گزینه نظامی را از سر بیرون نرانده است. این طرف نیز ایران از زبان مقامات عالیرتبه اش دولت امریکا را به ناسزا می گیرد و مذاکره را به خاطر درخواست کتبی امریکا و به منظور کمک به دولت عراق عنوان می دارد و از آمادگی جنگی اش سخن می گوید. هر دو بی اعتماد به هم بر سر میز می نشینند تا برای حل بحران عراق و پایان دخالت هر دو کشور در امور داخلی کشور سومی تصمیم بگبرند. برای من که علم دیپلماسی نمی دانم مساله کمی خنده دار است. هنگامی که ما خود مشکل داریم چگونه می خواهیم گره از کار دیگری بگشاییم. اما مساله چندان هم عجیب نیست. چرا که دولت فعلی ایران دولت عجایب است. محمود احمدی نژاد اگرچه اصول گرا خوانده می شود و در لباس یک رییس جمهور حزب الهی شعار مخالفت با استکبار جهانی و انقلاب اسلامی جهانی سر می دهد اما راز ماندگاری خویش را در این یافته است که باید برخی از خط قرمزها را بشکند. سفر بی برنامه او به امارات که چشم به سه جزیره ما دارد، اعلام آمادگی برای برقراری رابطه با مصر و... نشان از آن دارد که رییس جمهور برای رسیدن به آن چه که می خواهد ممکن است پای بر روی ارزش هایی بگذارد که خود روزگاری با  دوستانش دیگران را به خاطر آن ها شماتت می کردند.

این گونه است که برای نتایج مذاکره ایران و امریکا باید نگران بود. نگران این که ایران بازهم چون مساله ملوان های انگلیسی بازی راببازد و بعد ناچار شود دروغ بگوید.

نگران این که ما بر سر میز مذاکره تنها امتیاز از دست بدهیم بدون آن که چیزی به دست بیاوریم.

نگرانی از این که سازش ایران و امریکا دوستان اصول گرا را تحریک کند که بیش از پیش دندان ببر نشان دهند.

این ها همه نگرانی است نگرانی بابت نادیده انگاشتن منافع ملی و تحمل هزینه گزاف بر ملتی که نای ایستادن ندارد.

نگرانی از بابت بازی که ما بازنده اش باشیم و چون جسارت گفتن واقعیت را به مردم نداریم به دروغ خود را برنده بخوانیم. هنوز موضع شیخ نشین های امارات بعد از سفر محمود احمدی نژاد فراموشمان نشده که اعلام کردند: ما نگران ایران هسته ای هستیم.


مذاکره یا جنگ

مذاکره فقط بر سر عراق

بی اعتمادی در پای میز مذاکره

 


نوشته شده توسط حمید مافی در 86/03/06 ساعت 20:10 | لینک ثابت |


عجیبا غریبا

بیژن زنگ زد و گفت: مطلبت را صفحه احزاب کار می کنیم ایرادی ندارد؟وبعد ادامه این که تاجیک می خواست تماس بگیرد و مساله را به تو بگوید پس بگو من تماس گرفتم.تازه این توضیح را هم داد که چند خطی از مطلب حذف شده و اگر مشکلی ندارد فردا منتشر می شود. در غیر این صورت که فکر دیگری برای صفحه بکنند.

تمام این یک روال معمول است در نشریات حرفه ای اما برای من شهرستانی کمی عجیب بود. آخر ما عادت کرده ایم به این که بی خبر خبرمان را حذف و مقاله امان را به سطل اشغال بیاندازند. آنقدر موضوع برایم تازگی داشت که ذوق زده برای علی خانبان تعریفش کنم و هردو قاه قاه بخندیم به فضای شهر قزوین و تفاوت های که این ۱۵۰ کیلومتر راه با همدیگر دارند. ما کجا و آن ها کجا؟یادم هست  دو سال قبل پروژه ای صنعتی انجام می دادم که در گفت و گو با مدیران ارشد صنعتی تهدید ها و فرصت های پیش روی صنعت قزوین را می سنجیدم. آن جا هم نزدیکی به تهران اگر چه فرصت بود اما تبدیل به تهدید شده است. 

متن مقاله را در ادامه مطلب بخوانید 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط حمید مافی در 86/03/05 ساعت 18:23 | لینک ثابت |


یادش به خیر دوم خرداد

این روایت را ۲ خرداد ۱۳۸۴ نوشتم و دوباره برای خاطره روزهایی که رفت به سراغش آمده ام.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط حمید مافی در 86/03/02 ساعت 21:19 | لینک ثابت |