آماتور
منوی وبلاگ

من زنده ام و همین بس است و تا زنده ام باید بنویسم انگار اگر چه گاهی حال نوشتن این چند خط را هم ندارم. خسته ام اما قرار نیست ببرم و می خواهم راهم را بروم تا انتهایی که هیچگاه به آن نخواهم رسید.
دوستانم می پرسند که کی هستی و یادم می آید هیچ اگر سایه پذیرد من همان سایه هیچم. یک روزنامه نگار محلی که شوق آزادی دارد و امید به فردایی که خواهد آمد. برای همین فردا خاموش نیستم اگر چه صدایم آنقدر بلند نبوده که عملگرا خوانده شوم. آرمانگرایی که در حال تعدیل خودش هست برای رسیدن به واقعیت. سیاست نخوانده ام اما سالهاست از سیاست می نویسم و انگار نافم را با این واژه بریده اند. راستش بیشتر از این در باره خودم نمی دانم. من حتی در باره تاریخ تولدم هم مشکل دارم چه برسد بر سر نگاهم به مسایل جاری ......
از این که من تلخ می نویسم مرا ببخشید اما جایی برای نوشتن از شیرینی ندیده ام.
به امید ایران آزاد و آباد....
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
افشاگری یک برادر اصول گرا در باره آقا زاده ها و آقا ها
دولت علیه دولت
انر باب دروغ
نا آرامی در ایلام
افزایش مصرف الکل در ایران
نام شهرهای ایران در گذشته
بزرگداشت سحابی برگزار نمی شود
بحران مشارکت
اشتباهی شده بودم
مسلمانان دموکراسی را دوست دارند
تمام پیوندها
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
درباره سیاست
رسانه
جامعه مدنی
اعترافات شخصی
پیوندها
دانشجویان اصلاح طلب
خبرنامه امیرکبیر
برای آزادی/ مریم اکبری
نيمه غايب / مهدیه قافله باشی
حقوق بشر.......
باگیسوان.../ حسن جنت امانی
سلام سوسیالیسم
روزمرگــی / بیـژن مـومــیوند
فردا/ مبارز کوچک
پـــرگــاس / آیــدا سعــادت
بازهم مفت خوری ... /منیژه غزنویان
هـــــبــوط / عـــلــی احــمــدی
كـــويـــرنامه / ابراهيم بهشتی
وارش / رضا عليزاده
مسیح / مسیح علی نژاد
روزمزگی ها/ مریم شبانی
انـــديــشه / هاشــم بـــاروتی
موناد/دلارام آکار
اوای ارس / اکبر رسولی
چيزی نمانده / مزدك موسوی
دلتنگيها / کاوه بغدادچی
وبلاگ سودابه رهایی
توسعه به مثابه. ../محمود داوران
تا بیکران / سعیده آقاخانی
گریز / علیرضا خدابخش
گندمك /سپیده
علیه وضع موجود/ عابد توانچه
مرد عاشق / علی اسكندری
نـــگـــاه / جمشيد موميوند
رو جلد /امیر لشگری
سنگ نبشته ها/ حسین آذربایجانی
منطقه مرده /حسام
الفبای سرخ/ نصور نقی پور
شهر من / بدون نویسنده
چهل کلاغ/همشهری قدیمی
فصل سرد / سمانه عابدینی
Art Pouan /پــويان اصــغــری
تاریکخانه /علیرضا
در حیاط خلوت پاییز / نسرین قوامی
آیدا در آینه/ آیدا
گرافیک در سانه ها/ملاعلیا
هوم/سلامت سید نوری
فانوس / آیدا
خط خطی/ الهام یزدی
روزنامه نگاری.../مسعود رفیعی
حرف های پرتغالی/بهار
سیاست نامه /کیانوش
عمو رحیم
جامه دران/ روزنامه نگار گرگانی
معجزات اشک / نفیس
اتوپیا
علیجانی
آینده
احمد توکلی
یونس شکرخواه
دکتر نمکدوست
جدید نیوز
قفسه
پرفسور معتمد نژاد
کافه تیتر
کنشگران
کانون امروز
کانون وبلاگ نویسان قزوین
هزارتو
حسین کشاورز
خوابگرد
بازنگار/وبلاگ خوان
رادیو زمانه
میرزای ایرانی
نون والقلم
آفتاب شرقی
قالب بلگفا
طراح قالب

اعتراف شماره دو - مگر نه این که در قبال امتیازی که به دست میا وری باید امتیاز بدهی؟ بد نیست اگر جمع بزنیم و ببینیم در قبال سیاست یک گام و دو گام این سال ها چه به دست آورده ایم و چه از دست داده ایم. ثمری بزرگتر از این که نگاه دنیا به ما با نگاه به افغانستان پیش از کرزای تفاوتی ندارد. غیر از این که فقر سایه اش را هر روز گسترده تر می کند و تن فروشی به سان یک شغل آبرومند در جامعه رواج می یابد.جز این که دوستان هم سن و سال من بیش از پیش به دام اعتیاد می افتند و علی رغم تمام وعده ها و مانورها هنوز کسی نیست تا بگوید باند مافیای توزیع مواد مخدر ارزان قیمت در ایران کیست؟ راستی نیروهای مقتدر بهتر نیست به جای بازداشت روشنفکران و دانشجویان و معلمان که قرار است آینده این کشور را بسازند وقتشان را صرف مبارزه با باندهای مواد مخدر کنند. یا نه آنجا قصه حکایتی دیگر دارد و اقتصاد است و آقا زاده ها.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید مافی در 86/01/30 ساعت 2:51 | لینک ثابت |
اعتراض فرهنگیان در قزوین
سر انجام فرهنگیان قزوین هم به جمع معترضان پیوستند. صدای اعتراض بلند است.گزازش اعتراض فرهنگیان قزوین را بخوانید.
روایت عمو رحیم هم شنیدنی است.
نوشته شده توسط حمید مافی در 86/01/29 ساعت 8:44 | لینک ثابت |
این صدای اعتراض است
چون در بسیاری از نقاط ایران فیلتر شده ام دوستان می توانند سایه آماتور را نیز ببینند
یکم - وزیر اطلاعات در قزوین جنبش دانشجویی و جنبش زنان را از مصادیق بارز براندازی نرم خوانده است. وی در اولین نشست خبری خود در سال جدید که در میان تعطیلات نوروز گم شد بر این باور بود که عده ای در داخل برای دشمن خوش خدمتی می کنند و دولت فضا را برای این افراد نا امن خواهد کرد.اشاره وی به برخی از نویسندگان و روزنامه نگارانی بود که نقاد سیاست های دولت به شمار می آیند.
دوم -" زنان"چندی است که طعم زندان را می چشند. پس از ان که در اسفند سال 85 ،32 فعال زنان راهی اوین شدند و دو تن از آن ها تا آخرین لحظات سال در زندان ماندند در سیزده نوروز سال جاری نیز باردیگر دولت مهرورزی بر زنان پیشه کرد و پنج تن از فعالان زنان را به زندان هدایت کرد و تا این لحظه هنوز دو زن دیگر در زندان به سر می برند.
سوم - برای فشار بر دانشجویان نیاز به گفتن چیز تازه ای نیست. موج اخراج و احضار و تهدید در دانشگاه ها همچنان ادامه دارد.
در تازه ترین اقدان دستگاه قضایی آزاده فرقانی از دانشجویان زن را که از بد حادثه فعال امور زنان نیز هست به دو سال حبس محکوم کرده است.
بنا بر اخبار انتشار یافته 6 دانشجوی دانشگاه مازندران بهکمیته انظباطی احضار شده اند. آرش پاکزاد، حدیث ظاهر، نینا باطبی، میلاد معینی، حامد محمدی و صادق حکیمزاده دانشجویانی هستند که به نوشته ادوار نیوز هنوز علت دقیق احضارهای اخیر به کمیتهی انضباطی مشخص نیست ولی پیشبینی میشود که اکثر این احضارها به دلیل مراسم ۱۶ آذر و تعطیلی کلاسها در تاریخ ۷ اسفند باشد.
خبرنامه امیر کبیر نیز از تایید حکم بدوی انضباطی سه نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل خبر داده است.
ضیاءالدین نبوی، بیژن صباغ و سعید یعقوبینژاد پس از حضور در کمیته انضباطی در بهمن ماه سال گذشته به «یک ترم تعلیق با احتساب سنوات» محکوم شده بودند که پس از اعتراض کتبی نسبت به حکم بدوی، حکم این سه دانشجو مورد تأیید قرار گرفت.
همچنین خبرگزاری ایلنا خبر از لغو مجوز فعالیت جمعیت اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان توسط هيات نظارت بر تشكلهاي دانشجويي این دانشگاه داده است. این مساله پس از دستگیری تعدادی از دانشجویان زنجانی به خاطر برگزاری مراسم روز زبان مادری صورت گرفته است.هیات نظارت بر تشکل های دانشجویی در هفته های نخستین سالجاری مجوز سه نشریه دانشجویی را لغو کرده است.
چهارم – معلمان دیگر معترضانی هستند که طعم تلخ زندان را چشیده اند. پس از اعتراض های دامنه دار معلمان در روزهای پایانی سال گذشته دولت تصمیم گرفت تا اعضای کانون صنفی فرهنگیان را بازداشت کند. این معلمان در زندان ماندند و وزیر آموزش و پرورش از این مساله اظهار بی اطلاعی کرد.تا سر انجام اعلام شد پنج تن از این معلمان به اوین منتقل شده اند. همچنین در همدان نزدیک به 40 معلم اموزش و پرورش شبانه دستگیر می شوند و مقامات دولتی اعلام می کنند این ها معلم نبودند. معاون سیاسی امنیتی استانداری همدان گفته است چون این معلمان قصد اعتراض و تحصن داشتند شایسته عنوان معلمی و عضویت در کانون صنفی فرهنگیان نیستند.
پنجم – اعتراض کارگران البته موضوعی تکراری است. سال هاست که فریاد گسترده ترین قشر جامعه ایران به گوش کسی نمی رسد. چرا که بحرانی وجود ندارد و کارگران نیز چون معلمان و دانشجویان و زنان معترض شایسته عنوان کارگری نیستند.
ششم – دانستن حق مردم نیست.مطبوعات خواسته و ناخواسته تن به خود سانسوری داده اند و وزارت خانه ارشاد خود در مقام توقیف کننده مطبوعات نشسته و حکم به تعطیلی نشریات می دهد. نشریات موجود نیز از ترس این که نکند عمرشان پایان بپذیرد تن به سانسور می دهند. برای همین اعتماد ملی عذر کسری نوری را می خواهد و سکان سردبیری را به شکوری می دهد و اعتماد نیز تاجیک را از تحریریه بیرون می گذارد. هنوز مدت زیادی از اخراج اجباری روح و منتجبی قوچانی از روزگار نگذشته است و چه راحت مدیران مسوول برای ماندن تن به خواست های دولت حاکم می دهند.در باره فیلترینگ سایت های خبری نیز این روزها تنها شدت گرفتن این ماجرا را شاهدیم. بسیاری از وبلاگ ها نیز به محاق رفته اند و صدا و سیما بنا بر روایت خود خبرها را به خورد ملت می دهد.انجمن صنفی روزنامه نگاران معترض است اما دولت این انجمن را به رسمیت نمی شناسد چرا که عده ای فریب خورده می نامدشان که به کام دولت قلم نمی زنند و آن چه که می نویسند خوشایند غرب است از نگاه دولتیان.
ب – امسال را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی خوانده اند و صداو سیما به کرات سرودهای ملی پخش می کند ممنوعه هایی که به مرور زمان و برای بهره گیری استفاده می شوند . شخصیت های ملی پاس داشته می شوند محمد مصدق دیگر مصدق السلطنه درباری نیست. اما در کنار تمام این ها هنوز دولت از گفت و گو با منتقدانش هراسان است و ترجیح می دهد معترضان را که البته خواست صنفی دارند نه سیاسی عامل دشمن بخواند که به دنبال اقدام برای براندازی نرم هستند و به ظن خود آنان را مرتبط با غرب و امریکا می داند.در چنین شرایطی اتحاد ملی چگونه شکل خواهد گرفت سوال بزرگی است که باید دولتیان به آن پاسخ دهند. ورنه تخم بی اعتمادی پاشاندن و هر معترضی را عامل بیگانه و دشمن خواند تنها بر تعداد دشمنان می افزاید بدون ان که دستاوردی داشته باشد. ان گه اتحاد ملی نه تنها ممکن نخواهد شد بلکه افتراق های ملی بیش از پیش خواهد شد و شکاف دولت و ملت رو به فزونی خواهد نهاد. دولتی که مهرورزی را در حق ملوانان انگلیسی راست یا دروغ روا می داند شایسته نیست که این گونه منتقدان داخلی اش را نشانه برود و با زبان تهدید با ان ها سخن بگوید. خاطره جمعی این ملت هنوز تلاش های دولت قبل برای زدودن انگاره های دشمن پندارانه و در هم ریختن نگاه خود و دیگری را از یاد نبرده و کوشش ها را برای حذف بازداشتگا ههای غیرقانونی به فراموشی نسپرده که اجازه احداث بازداشتگاه برای چهار نهاد دیگر صادر می شود و کسی نمی داند مسول پاسخگوی این بازداشتگاه ها چه کسی است؟
آن چه که از جامعه پیداست نارضایتی و اعتراض است. دولت می تواند گوش به این اعتراض ها فرا دهد و از خود معترضان برای حل آن ها بهره بگیرد و می تواند پنبه در گوش بگذارد و صدای هیچ اعتراضی را به رسمیت نشناسد و معترضان را در مقام عوامل دشمن بنشاند.چنین رویه ای بدون شک دستاوردی جز آن چه که گفتیم ندارد . بر باد دادن اعتماد عمومی و گسترش شکاف میان دولت و حکومت و البته افزایش تنشها میان بدنه جامعه و صاحبان حکومت.آن چه که مناسب است دولت به گوش بگیرد نصیحت حافظ است:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت با دشمنان مدارا
نوشته شده توسط حمید مافی در 86/01/24 ساعت 15:28 | لینک ثابت |
من دارم دیوونه می شم
من دارم دیوانه می شوم از دست این فیلترینگ لعنتی. بابا چیکار کنم. چند روزه دیگه نمی تونم وبلاگم رو ببینم. فکر می کنم از برکات سفر وزیر اطلاعات به قزوین است . ایشان دانشجویان و زنان را در رده براندازان نرم قرار داده و دستگیری ملوانان انگلیسی را خفیه الهی خوانده اند. در همین حال سخنگوی دستگاه قضایی از تشابه ۸۰ در صدی شهرام جزایری با فرد دستگیر شده به همین نام خبر داده و البته در باره زندانی بودن معلمان ایرانی و ملوانان انگلیسی گفته است معلمان ۶ روز در زندان بودند و ملوانان ۱۲ روز . خدایش این همه هم میهن نوازی رو حال می کنید.
از این ها که بگذریم من احساس مکی کنم فضا داره امنیتی می شه . ظاهرا نیروهای نظامی در مرزها مستقر شده اند و کروز های امریکایی رو به ایران هستند.خدا به خیر کنه این دیپلماسی عزتمند رو.
دوستان عزیز فعلا به آماتور بدون فیلتر بیاید تا شاید ما برگشتیم.
نوشته شده توسط حمید مافی در 86/01/23 ساعت 7:11 | لینک ثابت |
اعتراف شماره یک
من از کارم بیزارم
"کارگر" برای من واژه آشنایی است حداقل در تجربه روزنامه نگارانه محلی خود به این قشر از جامعه وفادار بودم و بیش از هرکس از کارگران نوشتم که بحران دارند. اما هیچ گاه در درون بحران های کارگری زیست نکردم. هیچگاه نفهمیدم که حقوق نگرفتن یعنی چه؛ تا این که امسال خودم طعم تلخ دیر حقوق گرفتن و عیدی ندادن را چشیدم. من در یک شرکت پیمانکاری نیروی انسانی کار می کنم در نقش نماینده کارفرما( از نگاه کارگران نماینده ظلم) و به نوعی سرپرست نیروی انسانی یک مجموعه طرف قرارداد.
امروز موبایلم را از صبح خاموش کردم چون فقط دیروز تا سر ظهر به بیش از 100تماس تلفنی جواب داده بودم و تکرار این جمله که من شرمنده ام دست من نیست. حقوق هایتان را می دهند. دارند محاسباتش را انجام می دهند. اما همه اش دروغ بود و تنها شرمندگی اش برای من بر جا می ماند.شرمندگی که در برابر کارگران باید تحمل کنی البته دردناک تر است.
امروز یکی شان امده بود و آزمایش های زنش را آورده بود که در بیمارستان بستری است و دیگری قبض برق خانه اش که واریز نشده بود. آن یکی پشت تلفن از دفترچه های قسطش می گفت و من نا چار و ناگزیر تکرار می کردم که واریز می شود.اما می دانستم که دروغ است آن چه که می گویم.
اعتراف می کنم که امروز از کارم متنفرم. تنفر در حد اعلا.دنبال یک کار جدید می چرخم تا عذاب وجدان نداشته باشم و به بقیه دروغ نگویم و شرمنده یک مجموعه 300 نفری نباشم.شما به من حق می دهید.
نوشته شده توسط حمید مافی در 86/01/19 ساعت 16:50 | لینک ثابت |
مهرورزی برونی و درونی
محمود احمدی نژاد در کنفرانس خبری خود که البته نیم بیشترش را متکلم وحده بود و درس خداشناسی می داد خبر از آزادی گروگان های انگلیسی در تهران داد و آن را هدیه ایران به انگلیس خواند که در آستانه روز میلاد پیامبر اسلام به انگلیسی ها داده می شود. صبح امروز در لابه لای خبرها پیدا بود که مذاکرات دو طرف به بار نشسته است و ایران گروگان ها را آزاد خواهد کرد. این شایعه هنگامی تقویت شد که دولت عراق اعلام کرد شرفی دبیر دوم سفارت ایران در عراق آزاد شده و مقامات ایرانی امکان ملاقات با 5 ایرانی گروگان گرفته شده توسط دولت امریکا در عراق را یافتند. این گونه بود که ایران بار دیگر در عرصه سیاست خارجی در دقیقه نود همه چیز را به رقیب واگذار کرد که این روزها فشارش را بیش از پیش کرده است.
محمود احمدی نژاد که اظهارات و مواضع اش در سال گذشته به اندازه کافی برای ایران دردسر آفریده است برای این که قافیه را بیش از حد نبازد در کنفرانس خبری امروز هم به فرمانده نیروی دریایی سپاه به خاطر دستگیری متجاوزین انگلیسی نشانه درجه سه داد و هم خبر آزادی گروگان های انگلیسی را اعلام کرد تا به قول خودش مهرورزی را به نمایش بگذارد. او البته در برابر سوال های خبرنگاران سرانجام به این مساله اعتراف کرد که دولت بریتانیا تعهد کرده است تا دیگر به حریم آبی ایران تجاوز نکند.این گونه او غیر مستقیم آن چه را که هدیه خوانده بود زیر سوال برد تا تحلیل گرانی که به گفته احمدی نژاد رسانه ای تحلیل می کنند بیشتر به این باور برسند که آنچه که رییس جمهور و دولت ایران را ناچار به تصمیم گیری کرده بود فشارهای بین المللی بود و زبان تهدید برای حل مساله ایران و انگلیس.
شاید سخنان و ابتکار رییس جمهور ایران در روزی که صدای چکمه های امریکاییان بیش از پیش به گوش می رسید به هر بهانه ای که بود فرصتی مغتنم برای فرار از شرایطی باشد که ممکن است پیکر جامعه را باردیگر زخمی کند اما ای کاش او همانقدر که نگران زن انگلیسی و جوانان بریتانیایی که به خاطر معاش به نظامی گری روی آورده اند بود نگران جوانان و زنان ایرانی باشد که در درون سختی های بسیار به تن می خرند. جوانانی که بیکارند و از سر اجبار لباس نظام بر تن کرده اند و عصبی مزاج در نیروی پلیس از مردم انتقام می گیرند.
کاش نگران زنان ایرانی بود که برای ابتدایی ترین حقشان که همان مهر مادری است هم اکنون پشت میله های زندان به سر می برند.
کاش نگران دانشجویان بود که ستاره بر دوش لطف و مهرورزی دولت از ادامه تحصیل بازشان داشت. کاش نگران زنان کارگری بود که رنج بی کاری و بی پولی شوهر را باید تحمل کنند. او کاش نگران یکایک جوانان این مرز و بوم بود که در پس سیاست های غلط دولت رنج بسیار به دوش می کشند.
آقای احمدی نژاد اگر واقعا به رافت اسلامی اعتقاد دارید و بر این باورید که مهرورزی شعار نه بلکه عمل است امسال را برای اتحاد ملی که بازهم شعارش را می دهید و صداو سیما به کرات تخت جمشید و سربازان هخامنشی را با صدای محمد نوری و فرهاد به نمایش می گذارد دولت وحدت ملی تشکیل دهید. کناره گیری از قدرت در چنین شرایطی و برگزاری یک انتخابات آزاد برای تشکیل دولت وحدت ملی می تواند نشان دهد که چقدر به اتحاد ملی پایبندید ورنه اجازه سوال به خبرنگاران کیهان، جام جم، ایسنا،ایران و صداو سیما جمهوری اسلامی و نادیده انگاشتن مخالفان داخلی گواهی بر نامهرورز بودن شماست.باور کنید این ها عوام فریبی است.
نوشته شده توسط حمید مافی در 86/01/15 ساعت 21:47 | لینک ثابت |
جنگ راز ماندگاری نیست
ما در دام افتاده ایم. این شاید بهترین عنوان برای تحلیل وضعیت فعلی ایران باشد. در آستانه جنگ و در گیر با تحریم های بین المللی. از دست دادن اعتبار و اعتماد جهانی. شاید دولتمردان و سکانداران قطار سیاست خارجی دولت نهم از این که رییسشان ترمز بریده به پیش می رود خرسند باشند که پوزه استکبار و استعمار را به خاک مالیده اند اما واقعیت ماجرا نگران کننده است .
ایرانیان هنوز خاطره 8 سال جنگ را از یاد نبرده اند و هر چه که کاستی دارند را به حساب آن روزها می گذارند. روزهایی که همه چیز در خدمت جنگ بود و به بهانه دفاع از کیان ملی هر اتفاقی ممکن و شدنی.
به نظر می رسد مجموعه رفتارهای دولت نهم که نسبت به آن دوران یک حس نوستالژیک دارد می خواهد ایران را به شرایط جنگی بازگرداند. چرا که علیرغم وعده های بسیار دولت برای بهبود وضع موجود هیچ اتفاق مثبتی که به ثمر ننشست هیچ بلکه بیش از پیش مردم طعم تلخ سختی را چشیدند.
هم اکنون موجی از اعتراض های صنفی در ایران شکل گرفته و علیرغم تلاش دولت برای سرکوب این اعتراض های مدنی دامنه آن ها رو به گسترش است. در واقع قبح و یا ترس از اعتراض علنی در ایران ریخته شده و مردم هرچند محدود جرات اعتراض پیدا کرده اند.
دولت در عرصه کنترل قیمت ها کاملا ناتوان بوده است و مردم بارها در مراحل مختلف افزایش قیمت کالا های اساسی را تجربه کرده اند.
تبعیض میان افراد جامعه و یکسان ندانستن همگان دربرابر قانون و تسهیلات خاص برای اعضای سازمان های نظامی و برخی از اقشار جامعه بر حجم احساس بی عدالتی ها افزوده و مهم تر از همه دولت با انبانی از وعده های عملی نشده روبرو ست.
در چنین شرایطی که دولت ناتوان تر از پیش امکان حل مشکلات موجود را ندارد چه بهتر که بهانه ای بیابد تا با ان هم به دوران خوش گذشته بازگردد و هم صدا های معترض را به بهانه این که دشمن در خانه است خاموش کند. در واقع دولت نهم و نزدیکان ان راز ماندگاری خود را در تنش و جنگ می دانند. چرا که زیست آن ها در بستر آرام به مخاطره خواهد افتاد. برای همین هر روز حادثه ای تازه می آفرینند و البته بر موضع حق نیز می ایستند. تاوان این سیاست ها را نیز باید ملت بپردازد. ملتی که در دام سیاست های اشتباه محمود احمدی نژاد و مشاوران نظامی اش افتاده است. به نظر می رسد با توجه به شرایطی که پیش روی ایران قرار گرفته جنگ طلبان احساس خوشایندی دارند. آن ها به بهانه جنگ دوباره بر مسند امور خواهند نشست و اعتبار از دست رفته را جستجو خواهند کرد و از منتقدین سالهای اخیرشان البته انتقامی سخت خواهند گرفت. در آن سو نیز روس ها که تا به حال به بهانه نیروگاه بوشهر ایران را سر کیسه کرده اند با موج خبری که در باره احتمال وقوع جنگ به راه انداخته اند می خواهند در بازار سیاه به ایران سلاح بفروشند ورنه کدام سیاستمدار عاقلی است که در این سال ها نیافته باشد که روسیه قابل اعتماد نیست و جز منفعت خویش به هیچ نمی اندیشد.
نوشته شده توسط حمید مافی در 86/01/15 ساعت 5:1 | لینک ثابت |
سالی که نکوست از بهارش پیداست
بیژن آخرین روزهای سال نوشته بود نگران است و تشویش درونی می کشدش.نگرانی اش بیراهه نبود. سیاست های دولت سرانجام به بار نشست و شورای امنیت این بار بدون حتی یک مخالف رای به قطعنامه جدید علیه ایران داد. قطعنامه هایی که از نگاه رییس جمهور کاغذ پاره ای بیش نیستند.در باره سیاست خارجی دولت نهم زیاد گفته اند اما آن کس که باید گوش می گکرفت پنبه در گوش نهاده بود و هیچ میلی به فهمیدن واقعیت نداشت. منتقدان را مرعوب دشمن خواند و تمام این وقایع را جنگ روانی دانست که می خواهند ایران را بترسانند.اما انگار این بار بازی را درست نخوانده بود و تصور نمی کرد که به زمین سخت برسد. خبرهای نگران کننده یکی پس از دیگری می رسند و وزیر اطلاعات هشدار می دهد که با همنوایان دشمن خارجی(شما بخوانید منتقدان سیاست هسته ای دولت نهم)برخورد خواهد کرد(شما بخوانید موج تازه ای از احضار و بازداشت و شاید هم......) رییس جمهور همچنان از بی ترمز بودن ایران می گوید و دولت روسیه که تا به حال با هماهنگی امریکا در پروژه بوشهر مانده بود جا خالی می کند و سناتور روسی ایران را خطاب قرار می دهد که مواظب رفتارش باشد.نیروهای امریکایی برای مانور نظامی به آب های خلیج فارس می روند و ملوان های انگلیسی به یک مساله بین المللی تبدیل می شوند.
در همین حال قیمت نفت به خاطر تهدید های خاورمیانه هر روز بالا و بالاتر می رود و در داخل موج تازه ای از افزایش قیمت ها در نخستین روزهای سال به چشم می آید.
روزنامه روسی در گزارشی در باره تحریکات تازه امریکا در مرزهای ایران از احتمال حمله امریکا به تاسیسات اتمی ایران خبر داده است و دولت انگلیس بر به کارگیری زبانی دیگر در باره ملوان هایش هشدار می دهد و ما همچنان در تلاشیم که مرعوب بیگانه نشویم.
واقعیت آن است که من هم چون بیژن این روزها نگرانم و پر از تشویش. ترس برم داشته است از جنگ دوباره و زخم هایی برای ملتی که نای زندگی عادی را ندارند.
نوشته شده توسط حمید مافی در 86/01/08 ساعت 15:20 | لینک ثابت |
چراغ رابطه روشنفکران و توده خاموش است
دوستان عزیز با بیان دیدگاهایشان مرا در این راه کمک نمایند.همچنین علاقه مندان چنانچه تمایل داشتند می توانند یادداشت های خود را برای انتشار در یک مجله الکترونیکی با عنوان راز عقب ماندگی ما به ایمیل من بفرستند.
آگاهی دشمن استبداد است. و هرآن جا که مردم بدانند دولت های توده گرا و دروغگو ناتوان خواهند شد. بررسی وضعیت سواد و شاخص های مطالعه در ایران و همچنین میزان دسترسی به اینترنت و گردش آزاد اطلاعات در ایران یک واقعیت تلخ و غم انگیز را به تصویر می کشاند. در بهترین شرایط تیراژ روزنامه ها در ایران به 100هزار نسخه در روز هم نمی رسد. کتابهای معتبر با تیراژ1000 تا 2000 نسخه به بازار می آیند و خریداران آن ها نیز دانشجویانی هستند که چندی بعد درگیر بازار کار خواهند شد.
تکلمه - باران بهاری بدجوری به م حال می ده. دلم امروز هوس کوه کرده بود با یه پیت آتش که دونه های بارون صداشو در آرن و یه قوری چای داغ که ابر شود در پیش چشم و البته نمناکی تن و شعرهای سهراب سپهری. خدایش فکرشو بکنید چه حالی می ده؟
خبر -دیروز زنگ زدم به آقای یوسف کرمی که سال نو رو تبریک بگم. گفتم سالی که نکو ست از بهارش پیداست و بعد هم گفت ما عیدی مونو گرفتیم. منظورش نامه وزارت فخیمه فرهنگ و ارشاد اسلامی بود که در پاسخ به درخواست ایشان برای صدور مجوز یک نشریه مرقوم فرموده بودند شما صلاحیت انتشار نشریه را ندارید. البته پیش از این رحیم سرکار هم با این پاسخ روبرو شده بود. به نظر شما از نظر دولت کریمه اقای محمود خان و وزارت خانه برادر حسین چه کسانی صلاحیت انتشار نشریه در این مملکت رو دارند. یه رو دکه ها نگاه کنید. آدم گریه اش می گیره از این همه مهرورزی. به قول معروف: هنن و هنن!!!!!!!!!!
تبریک - تولد رو جلد امیر لشگری رو هم از صمیم قلب تبریک می گم.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید مافی در 86/01/07 ساعت 16:35 | لینک ثابت |
بی خبری بد است
اعتراف می کنم که من طاقت بی خبری را ندارم. اگرچه قول داده بودم تفریح نوروز را بی خبر از همه جا دنبال کنم اما نشست شورای امنیت و سفر احمدی نژاد به سازمان ملل در تمام مدت سفر رهایم نمی کرد. این عادت بد ایرانی است که رسانه های مکتوب برای 15 روز تمام به تعطیلات می روند. البته علتش را می توان در مسایل بسیاری از جمله نبود مشتری و بی خبری عنوان کرد. تنها یکسال خاطرم هست روزنامه هایی که بعد ها شهره شدند به زنجیره ای در ایام نوروز مردم را تنها نگذاشتند اما امسال در شرایطی که شورای امنیت سرگرم بررسی پرونده ایران بود و معلمان همچنان در بند و شرایط بین المللی و منطقه ای چندان به نفع ایران نبود تمامی رسانه های مکتوب منتقد به تعطیلات رفتند تا صداو سیما به عنوان رسانه جناحی از موضع خود به قصه بنگرد.
به نظر می رسد انتشار نشریات در ایام نوروز یک ضرورت است که اصحاب رسانه ها باید فکری به حال آن بکنند.
۱- تولد زرتشت پیامبر روشنایی ها یی ایرانیان مبارک
۲-چند روز نوروز را که سفر بودیم اتفاقات عجیبی و غریب رخ داد. بعد از این که چند دفعه ای دوستان پیام دادند که آقا فیلتر شدی و ما باورمان نشد، در روز سوم نوروز در حالی که محمود خان از سفر به امریکا باز مانده بود، دوستی اس ام اس داد؛"بشتاب آقای مافی که فیلتر شدی". فکر کردم شوخی می کند،جدی نگرفتم. دقایقی بعد دوستی دیگر بی تاب زنگ زد: " چرا دسترسی به شما امکان پذیر نیست؟" گفتم: چون در سفرم. گفت: نه بابا این وبلاگ را می گویم.
برای کشف حقیقت در به در کافی نت شدیم در شهر غریب که چونان روزنامه ها در ایران تعطیلند به ایام تعطیلی. تمام امیدم این بود که دروغ است.در خرم آباد تست کردیم و دیدیم بله که راست می گویند این دوستان نگران. چند بار دیگر امتحان کردیم و خلاصه با فیلتر شکن به خودمان رسیدیم. هرچه که مرور کردیم چیزی قابل فیلتر ندیدیم و امیدواریم که آماتورمان را به ما برگردانند. البته ماهم بیکار ننشستیم و با دوستان وبلاگ دار که عادت دارند برای روز مبادا سند به نام می زنند وارد مذاکره شدیم و یک وبلاگ در همین نزدیکی ها معامله کردیم تا فقط از این پس نشریات اجاره ای نباشند که مساله سازند.البته مراتب اعتراض خودمان را شدیدا به کلیه نهادهای مرجع بین المللی اعلام می داریم و می خواهیم که از حقوق ما دفاع کنند. آماتور بدون فیلتر رو ببینید.
۳- اما ویژه نامه نوروزی اعتماد ملی را خواندم. به نظر م به همه سفارش شده بود که مهدی کروبی را زیادی تحویل بگیرند. شما تحلیل های سیاسی اش را بخوانید ببینید ترمز دستی مجلس ششم چه جایگاهی پیدا کرده است.
در تعطیلات نوروز و در خرم آباد محسن حکیمی مترجم آثار لوکاچ را به همراه همسرش خانم گازرانی ملاقات کردم که خود سعادتی بود. به این می گن تفریح فرهنگی.
نوشته شده توسط حمید مافی در 86/01/06 ساعت 18:9 | لینک ثابت |
